ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

33

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

مىكنند كه به سبب شدّت احتياط الفاظ صحيح را تغيير مىدهند . اما اين احتياط در اول نماز است و بعد از آن غافل مىشوند و حضور قلب ندارند ، اين فريفتگان گمان مىكنند كه چون در تصحيح نيّت سعى و رنج مىبرند كار نيك همين است . و بعضى ديگر در نكته هاى قرائت وسواس مىكنند و در اداى حروف فاتحه و ديگر اذكار از مخارج مبالغه مىنمايند ، و پيوسته در تشديدها و تصحيح مخارج و تميز بين حروف متقارب احتياط مىكنند ، بدون اينكه در غير اينها از حضور قلب و تفكَّر در معانى اذكار اهتمامى داشته باشند ، و چنين پندارند كه همين كه قرائت درست باشد نماز مقبول است ، و اين از زشتترين انواع غرور است . و بعضى ، به روزه مغرور مىشوند ، و بسا در ايّام شريفه روزه مىدارند بلكه پيوسته روزه‌اند ، ولى نه زبان از غيبت نگاه مىدارند و نه هنگام افطار شكم از حرام باز مىدارند ، امّا پيش خود مىپندارند كه كار نيكى مىكنند ، و اين نيز در غايت غرور است . و گروهى ديگر ، به حج فريفته مىگردند ، پس روانه سفر حج مىشوند بدون آنكه از مظالم و اداى ديون بيرون رفته و توشه حلال طلب كرده باشند ، و در راه از فوت نماز پروا ندارند و طهارت جامه و تن را فرو مىگذارند ، آنگاه با دلى ناپاك و نفسى آلوده به اخلاق پست و صفات نكوهيده در خانه خدا حاضر مىشوند ، و با وجود اين گمان مىكنند كه عمل نيك انجام داده‌اند ، اينها نيز در نهايت فريفتگىاند . و طايفه اى ديگر ، به قرائت قرآن مغرورند ، قرآن را به شتاب مىخوانند و بلكه گاهى شبانه روزى يك ختم قرآن مىكنند ، و در حالى كه قلبشان در واى آرزوها رفت و آمد مىكند زبان را به خواندن قرآن روان مىسازند و به سرعت تمام مىخوانند و اين را از كمالات مىپندارند ، و بدين وسيله بر امثال و اقران مىنازند و فخر مىكنند . و دسته اى ديگر فريفته به اعمال مستحب مىشوند ، مانند نماز شب يا غسل جمعه و امثال اينها ، بدون اينكه اعتنا و اهتمامى در واجبات بنمايند ، به اين گمان كه مواظبت بر مجرّد مستحبّات آنها را در آخرت نجات مىبخشد ، اينان نيز از مغرورانند . و بعضى ، در خوراك و پوشاك و مسكن به اندكى قناعت مىكنند و خود را شبيه زاهدان مىنمايند به اين تصور كه به مرتبه زهّاد رسيده‌اند ، و حال آنكه دلشان به حبّ رياست و اشتهار به زهد رغبت دارد . چنين شخصى آنچه را كه كمى هلاك -